مدرسه ملی ناصری خلخال

مدرسه ملی ناصری خلخال

تایماز نظمی

مقدمه:

کاملا روشن است که يکي از عوامل موثر در ميزان موفقيت کودکان در يادگيري زبان دوم، يادگيري زبان مادري است .متخصصان امر آموزش و در راس آنها سازمان يونسکو بارها بر اين اصل تاکيد کرده اند که آموزش مدرسه اي کودکان بايد در تمام مراحل و يا لااقل در مراحل ابتدائي آن، به زبان مادري صورت پذيرد . در مورد کودکاني که آموزش مدرسه‌اي خود را به زبان غير مادري خود فرا مي‌گيرند، نه تنها روند آموزشي آنان به کندي پيش مي‌رود بلکه به دانش زباني خود آنان نيز لطمه مي‌خورد و فرهنگشان هم مورد بي‌توجهي قرار مي‌گيرد.

هر چند امروزه برخی سیاسیون جهان سوم از تحصیل کودکان به زبان مادری خویش واهمه دارند اما در یک قرن پیش ، بزرگمردانی بودند که جلوتر از زمان حرکت کرده و مدارس ملی را پایه گذاری کردند.

بر اساس اسناد تاریخی معتبر، تدریس در مدارس مدرن ایران برای اولین بار به زبان ترکی آذربایجانی و از شهرتبریز آغاز شد. ابتدا زنده یاد" میرزا حسن رشدیه" با استفاده از دانش و آموخته‌هاي متخصصان بزرگ فن تعليم و تربيت از جمله “ اوشينسکي” و “چئرنيايئوسکي” و با بهره‌گيري از تجارت گرانبهاي پنج ساله تعليم و تربيت خود در شهر ايروان ، توانست با تاليف و تدريس کتاب “ وطن ديلي” در مدرسه‌اي که در تبريز بنيان گذاشته بود . اصول نوين علم آموزش و پرورش را در 130 سال پيش با موفقيت به مرحله اجرا در آورد .[1]

بعد از تبریز به ترتیب در شهرهای مختلف ایران تحصیل و تدریس به سبک مدرن آغاز گردید و یکی از اولین مدارس مدرن در آذربایجان ، مدرسه ناصری خلخال می باشد. همانند شهر تبریز در خلخال نیز مرحوم ناصر روائی ملقب به ناصر دفتر ، با مساعدت و زحمات شخصی خویش اقدام به تاسیس مدرسه ملی در ولایت آذربایجان عصر قاجاریه نمود.

ناصر دفتر کی بود؟

میرزا ابراهیم ناصر روایی،ملقب به ناصر دفتر در سال 1253 هجری شمسی در مرکز شهرستان خلخال شهر هیرو متولد شد.پدرش مرحوم میرزا محمد حسن، مشهور به وزیر ملت و ملقب به سراج دفتر در دوره صدرات امیر نظام ،ریاست دیوان استیفای خلخال را عهده دار بود و فرزندش با تربیت او بزرگ شد.

در20 سالگی یعنی در سا ل 1273شمسی با پدرش به تبریز رفت و مورد توجه امیر نظام قرار گرفت وامور منشی گری او راعهده دار بود. مدتی با پدرش در تبریز ماند و سپس به تهران رفت. بعد از هفت سال زندگی در تهران با امور دیوانی ورجال مملکتی آشنایی یافت .سپس به زادگاه خویش هیرو بازگشت. میرزا ابراهیم بعد از بازگشت به خلخال و در چندین نوبت نیابت حکومت خلخال از طرف دولت به عهده او گذاشته شد.

با شروع انقلاب مشروطیت در کنار آزادیخواهان قرار گرفت و در بسط و گسترش انقلاب مشروطیت نقش فعالی ایفا می کرد. این شخصیت فرهنگی علاوه بر ارتباط با روزنامه های وقت ، با رجال برجسته وقت کشور ازجمله زنده یاد سید عبدالرحیم خلخالی (از فعالین انقلاب مشروطه )، سید خلیل خلخالی، سید جعفر پیشه وری، میرزاکوچک خان جنگلی و...در ارتباط بود.

لازم به توضیح است مرحوم روایی علاوه بر فعالیت های مطبوعاتی و اقدامات فرهنگی، در جریان هایی همچون ،نهضت جنگل ،جنبش ضد استبدادی مشروطیت ، شرارتهای یاغیان منطقه و...در مرکز و کانون فعالیت ،توجه و رهبری منطقه بود.

او از نویسندگان معروف آذربایجان و دارای فضل ، کمال، صاحب استعداد و قریحه بود و خطی زیبا داشت.بنا به برخی روایات مرحوم ناصر دفتر در قیام جنگل با سیر جعفر پیشه وری در ارتباط بود و تحت تاثیر اندیشه های میهن پرستانه ایشان قرار گرفته بود. زنده یاد ناصر روائی پس از سالها مجاهدت و فداکاری، متاسفانه در روز پنجشنبه دهم دیماه 1321 هجری شمسی در سن 68 سالگی در خلخال فوت نمود . اهالی هیرو آباد با تشییع با شکوه جنازه وی و تعطیلی بازار و مدارس و ادارات و در واقع تمام شهر مقام علمی و ادبی او را گرامی داشتند .

مدرسه ناصری خلخال

در سال 1384 هجری شمسی مرحوم ناصر دفتر به فکر تاسیس و ایجاد مدرسه در خلخال افتاد. در آن زمان که به غیر از تبریز در هیچ شهر آذربایجان مدرسه وجود نداشت. تحصیلات مانند سایر نقاط کشور در مکتب خانه ها انجام می گرفت و در این سال مرحوم ناصر دفتر روایی از فرهنگ دوستان و دانش پژوهان و محترمین خلخال که شاعر و نویسنده بود در صدد ایجاد و تاسیس آموزشگاهی با اصول جدید بر آمد.

مرحوم ناصر دفترروائی درکتاب " خاطرات و اسناد ناصر دفتر روائی" در این زمینه می نویسد :" با اینکه در خلخال افکار عمومی به کلی از اینگونه تاسیسات بیگانه واقدام بدان مستلزم انواع مخاطره وفداکاریها بود،نگارنده از روی یک احساسات درونی خود را برای مقابله با هر گونه مرارت وخاطره حاضر کردم وبا استفاده از وجود حاج میرزا محمدتقی مرحو م بدین اراده افتادم که مدرسه ای در قصبه خلخال افتتاح و خدمات وطنی خود را از این راه تعقیب نمایم "

بدیهی است تمام کارها و اقدامات مشکلات و سختی های خاص خودش را دارد و هرچه کار بزرگتر باشد سختی ها ی آن بیشتر و مشکلتش فزون تر می باشد و مرحوم ناصر دفتر در راه تاسیس مدرسه با مشکلات و سختی بسیاری مواجه بود که شرایط فرهنگی آن زمان، مشکلات مالی و عدم وجود اساتید و.. از جمله مشکلات پیش روی این بزرگمرد بود.

خود ایشان در این زمینه چنین می گوید:" چون خودم چنین قدرت مالی نداشتم که همه مصارف مقدماتی و بودجه آتیه این مدرسه را از عهده بر آیم اراده خود را با بعضی از خواص قصبه خلخال که احساساتی در این کار ها داشتند به میان گذاردم و استمداد کردم که از مساعدت مادی و معنوی دریغ ننمایند . ولی از هیچ یک مساعدت مادی و مالی به عمل نیامد و بلکه بعضی ها نظر به عدم استعداد محل و فقدان وسایل و دوری افکار عمومی از آن و بد تر از همه بد بینی دولتیان مستبد نسبت بدین گونه مؤسسات که بوی دیگری از آن بر میآمد بدین اقدام ملامتم کردند و ظاهراً هم گفتارشان همه منطقی و بجا بود . ولی من نظر به عشق مفرطی که بدان داشتم خود را بدین کار مصمم دیدم و اقل فایده را آشنا کردن افکار عمومی با چنین تأسیسات می دانستم."

از حسن اتفاق در زمانی که مرحوم ناصر روائی به فکر تاسیس آموزشگاهی با اصولی جدید و مدرن بود میرزا محمد تقی معروف به حاج معلم پس از سالها کسب علم و تجربه در باکو، برای دیدار اقوام و خانواده خویش به خلخال آمده بود.

مرحوم روائی فرصت را مغتنم شمرد و منظور خویش را با حاج معلم در میان گذاشت که پس از مذاکره و بحث و تبادل نظر،میرزا محمد تقی- حاج معلم-پیشنهاد ناصر روائی مبنی بر مدیریت مدرسه را بر عهده گرفت و نخستین مدرسه ملی در آذربایجان بنام " مدرسه ناصری" در اول مهر ماه 1285 هجری شمسی در خلخال تاسیس شد.

میرزا محمد تقی از فارغ التحصیلان دارالمعلمین باکو بود ونه تنها از این پیشنهاد استقبال کرد بلکه خود نیز قدم پیش نهاد و در این جهاد فرهنگی مشارکت نمود.

این مدرسه در بدو تاسیس 60 نفر محصل داشت . در پاییز 1385 هجری شمسی با تشریفات خاصی افتتاح شد و مرحوم حاج معلم به عنوان مدیر مدرسه، سید کریم دربندی زاده ناظم،رفیع شیخ الاسلامی یکی از آموزگاران مدرسه نامبرده بودند.

"واین بود اراده خود را بر حسب دستور حاج میرزا تقی و با خرج شخصی خودم در بهترین عمارت (خانه حاج سلیم مرحوم ) با ماهی ده تومان وجه اجاره برای مدرسه تعین و در اول میزان (مهر ماه) 1225 ه.ش مدرسه را به نام ناصری با مدریت و معلمی مرحوم حاج میرزا محمد تقی و یک معلم دیگر (میرزا رفیع ) و نظامت آقا سید کریم و یک مستخدم با شصت نفر شاگرد در دو کلاس افتتاح و جشن افتتاحیه را در عمارت مدرسه بر پا کردم . بعضی از شاگردان که کم و بیش سواد داشتند درکلاسهای مخصوص تدریس می شدند . برای هر دانش آموز سه الی پنج قران شهریه ماهانه بود ."

مرحوم روائی در زمینه آورده است:" در تمامی آذربایجان جز شهر تبریز که از سالها پیش یکی دو مدرسه ی جدید داشت و گاهی هم به حکم علما تخریب و منهدم می شدند و یک فقره مدرسه ی دیگر هم در آستارا ، این مدرسه اولین مدرسه ی ملی بود که در ولایت آذربایجان تأسیس گردیده وعکس سال اول و دوم آن نزد نگارنده موجود است و از ملاحظه بدان معلوم می گردد که این مدرسه در جای خود از حیث ترتیبات و اتحاد شکل لباس شاگردان و انتظامات داخلی از مدارس شهرهای بزرگ پایی کم نداشته است . رفته رفته انظار عمومی به طرف مدرسه جلب و زبان طاعنان را کوتاه کرد و این حال در اثر مهارت تام وتمامی بود که حاج میرزا تقی مرحوم در تدریس مقدماتی و جلب توجه اطفال داشت."

تحصیل در این مدرسه رایگان بود و بنا به اسناد تاریخی ناصر روائی از جیب فتوت خود مخارج آن را عهده دار بود و از کمکهای افراد خیر زمان هم برای اداره مدرسه استفاده می کرد.

تدریس در این مدرسه به زبان ترکی آذربایجانی انجام می گرفت خود ایشان در این زمینه می گوید:" فقط نقصی که داشت این بود که این فن را به زبان ترکی و از روی اصول عثمانی تحصیل کرده بود ،از قضا این حال به مذاق شاگردان ابتدایی این مدرسه که ترک زبانند مفید افتاد و بهتر وسهل تر می توانستند مطلب را درک نمایند ، والا با اصول و اصلاحات فارسی ممکن نیست اطفال خردسال ترک زبان، خواندن ونوشتن را بدین زودی و سرعت یاد بگیرند"

مدرسه بعد از تاسیس به پیشرفتهای بزرگی نائل آمد ولی ماهانه مقرری از محصلین وصول نشد و ناچار شخص ناصر روائی از جیب فتوت خود مخارج آن را عهده دار و در ضمن خواستار توجه اشخاص متمکن گردید که نسبت به اداره مدرسه مساعدت نمایند. نظر به عدم تمایل مردم و نبودن استقبال عمومی، کارمندان این مدرسه بیش از یکسال بدون اخذ حقوق و با فداکاری قابل وصفی خدمت فرهنگی خود را با کمال عسرت و تنگدستی ادامه دادند.

"با لجمله ماهیانه شاگردان مدرسه در ماه اول دوازده و در ماه دوم شش تومان وصول گردید چون این وجه مختصر در مقابل شصت و هفتاد تومان بودجه مدرسه بسیار ناچیز بود برای ترغیب اولیای اطفال از ماه سوم، ماهیانه را موقوف کردم و همه شاگردان بطور مجانی پذیرفته شده و تهیه بودجه را از ممر اعانه در نظر گرفتم و به هر وسیله بود مصارف را الی ماه هشتم از خود و اعانه دیگران که با زحمات تمام وصول می شد فراهم آوردم. "

به مدت چهار ده ماه کارمندان این مدرسه بدون اخذ حقوق و با فداکاری قابل وصفی خدمت فرهنگی خود را با کمال عسرت و تنگدستی ادامه دادند و متاسفانه در پاییز1286 هجری شمسی بر اثر هجوم افراد یاغی و اشرار محل و بروز نا امنی در منطقه مدرسه ناصری منحل و اثاثیه آن غارت شد.تا سال 1289 دبستان در حال تعطیل بود.

در سال 1289شمسی مجدا بر اثر همت و مساعدت اهالی خلخال مدرسه مجدا بازگشایی شد و مبلغ 600 تومان وجه اعانه جمع آوری و دوباره میرزا محمد تقی به خلخال دعوت گردید و مجدا در میان شور و شوق اهالی علم دوست مدرسه با وسائل و تجهیزات بهتری شروع بکار نمود.

مدرسه در طول حیات خویش با فراز نشیب های بسیاری همراه بود و متناسب با تحولات سیاسی و اجتماعی منطقه دچار تعطیلی و یا بازگشایی قرار می گرفت بطور مثال همزمان با نهضت جنگل و ورود میرزا کوچک خان به خلخال این مدرسه به " اتحاد اسلام" تغییر نام یافته و بازگشایی شد . یا اینکه در در زمان فرقه دموکرات آذربایجان کودکان خلخالی بار دیگر تحصیل به زبان مادری را در این مدرسه تجربه کردند.

در سال 1325 بعد از سقوط فرقه دموکرات آذربایجان به نام " دبستان سعدی" تغییر نام یافت تا اینکه در سال 1384 شمسی پس از سالها تلاش و گفتگو بالاخره با پافشاری مردم با فرهنگ خلخال و نیز همت مسئولان ذیبرط، نام مدرسه به همان نام سابق خود یعنی ناصری برگشت . تا شاید قدم کوچکی در اعتلای نام مرحوم ناصر دفتر روایی برداشته شده باشد .

هم اکنون مدرسه ناصری خلخال با گذشت یک قرن از تاسیس آن، به عنوان مستندی از فرهنگ و هویت والای فرهنگی در خلخال و سندی دیگر دال بر مظلومیت آذربایجان بر تارک این مرز و بوم می درخشد.

منابع و مراجع:

1- خاطرات و اسناد ناصر دفتر روائی

2- سایت اینترنتیwww.khalkhalim.com

3- ویژه نامه " آذربایجان شهرلر تانیتیم توپلوسو

4- خلخال و مشاهیر- سید مسعود نقیب

5- نوید آذربایجان- پیشینه تدریس زبان ترکی آذربایجانی- زنده یاد دکتر صمد سرداری نیا

[1] زنده یاد دکتر صمد سرداری نیا- پیشینه تدریس زبان ترکی آذربایجانی

کتاب « آذربایجان دموکرات؛ داد از یاد رفته» منتشر شد

کتاب « آذربایجان دموکرات؛ داد از یاد رفته اثر تایماز نظمی » منتشر شد

امروزه، با گذشت هشت دهه از تأسیس، فعالیت، تحکیم و سقوط این جنبش، همچنان این رویداد با تعبیر مولوی که می‌فرماید «هرکسی از ظن خود شد یار من» شناخته می‌شود. نگاهی که به آن شده، بسته به جایگاه، باور و گرایش فکری اشخاص متفاوت بوده و از یک رویداد، روایت‌های متنوع و گاه متضادی ساخته است. روایت‌هایی که فهم امروز ما از آن دوره را همچنان محل مناقشه نگاه داشته‌اند.

برای بررسی ابعاد گوناگون و دستیابی به حقیقت تاریخی این نهضت، ضروری است که اسناد، مدارک و فکت‌های دست‌اول بدون سانسور و محدودیت در اختیار محققان و مورخان بی‌طرف قرار گیرد؛ کسانی که نه به‌دنبال بهره‌برداری سیاسی، بلکه جویای واقعیت‌اند. یکی از منابع معتبر و درخور توجه در این زمینه، نوشته های‌ ابوالحسن عمیدی نوری می باشد.

، در اردیبهشت ۱۳۲۵، بنا به درخواست حسین علاء، سفیر ایران در آمریکا، و با توصیه دولت آمریکا و دستور مستقیم قوام‌السلطنه، وی مأموریت یافت برای بررسی وضعیت خروج نیروهای شوروی از آذربایجان(خروج این نیروها قبل‌تر به‌طور رسمی از سوی سفیر شوروی به دولت ایران اعلام شده بود) به عنوان رئیس یک هیئت چهار نفره راهی آن دیار شود.

هیئت تحت ریاست عمیدی نوری در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۲۵ وارد تبریز شد. مأموریت آن‌ها شامل بررسی صحت خبر خروج نیروهای شوروی و تهیه گزارشی جهت اطلاع دولت ایران و در نهایت ارائه به شورای امنیت سازمان ملل برای تعیین تکلیف شکایت ایران از شوروی بود. عمیدی نوری در جریان سفر حدوداً یک‌هفته‌ای خود به شهرهایی چون تبریز، مرند، خوی و ارومیه سفر کرد. او برخلاف بسیاری از مقامات دولتی، به میان مردم رفت و روایت‌هایی از زبان ساکنان و اعضای فرقه دموکرات آذربایجان ثبت کرد که قبلا در رسانه‌های رسمی کمتر شنیده شده بود.

با تکیه بر مهارت ژورنالیستی، مشاهدات عمیدی نوری در قالب بیش از شصت یادداشت از تاریخ ۷ خرداد تا 21 مرداد ۱۳۲۵ در روزنامه داد منتشر شد. این یادداشت‌ها بعدها به شکل کتابی با عنوان«آذربایجان دموکرات» منتشر گردید. با سقوط حکومت فرقه، کتاب نیز خیلی زود از بازار جمع‌آوری شد و در فهرست آثار ممنوعه قرار گرفت. با این حال، سبک نگارش شفاف، روایت‌محور و واقع‌گرایانه این اثر باعث شد بعدها یکی از منابع دست‌اول برای محققان تاریخ معاصر ایران، بخصوص تاریخ فرقه دموکرات آذربایجان، به شمار آید.

فصل اول کتاب به بررسی زمینه‌ها و چگونگی مأموریت اعزام هیئت به آذربایجان اختصاص دارد؛ از تشکیل فرقه دموکرات در شهریور ۱۳۲۴ تا مأموریت یک‌هفته‌ای هیئت در اردیبهشت و خرداد ۱۳۲۵.

فصل دوم به انعکاس یادداشت‌های روزنامه داد و مشاهدات میدانی عمیدی نوری اختصاص دارد که بعدها در قالب کتابی مستقل نیز چاپ شد.

فصل سوم حاوی یادداشت های وی از کتاب «یادداشت‌های یک روزنامه‌نگار» است و در دو بخش تنظیم شده است.پ

فصل چهارم نیز شامل اسناد، ضمائم و تحلیل‌های تکمیلی می باشد.

زندگی مشترک بهین دارایی

طبق منابعی که دربارهٔ زندگی بهین‌دخت دارایی وجود دارد: او دو بار ازدواج کرداز همسر اولش دو دختر به نام‌های سوسن و شهلا داشت همسر اول ایشان آقای ذبیح الله قائم مقامی بودند که شغل معلمی داشتند اما در منابع موجود (دانشنامهٔ زنان، ویکی‌پدیا و تذکره‌های ادبی) نام همسر اول او ذکر نشده است؛ فقط به داشتن دو دختر از آن ازدواج اشاره شده است همسر دوم او همان سرهنگ محمد فرخزاد، پدر فروغ فرخزاد، بود

خلخال در دوره اول مجلس شورای اسلامی

غفور صادقی گیوی ( خلخالی) در انتخابات مرحله دوم ۱۳۵۹ به نمایندگی خلخال انتخاب شد

ایشان از ۲۷ هزارو ۷۱۸ رای خلخال ،۱۵ هزار و ۶۲۳ رای آورد

یعنی ۵۶/۳

وی عضو کمیسیون کشاورزی مجلس بود

سیدحسین یعقوبى خلخالى

در سال ۱۳۰۲ش در روستای کلور شهر خلخال دیده به جهان گشود.[۱] نقیب در زندگینامه یعقوبی اطلاعاتی درباره تحصیلات ابتدایی یا مقدماتی او ارائه نکرده است. با استناد به آن زندگینامه، سیدحسین یعقوبی خلخالی در سال ۱۳۲۱ش به رشت رفت و در مدرسه مهدویه آن شهر (در دوره ریاست آیت‌الله سیدمهدی رودباری)، به تحصیل پرداخت. پس از مدتی راهی زنجان شد و در مدرسه سیدآن شهر تحصیلات خود را پی گرفت.

او در سال ۱۳۲۵ش برای تکمیل تحصیلات حوزوی رهسپار عراق شد و مدت کوتاهی در حوزه علمیه نجف اشرف به تحصیل پرداخت، ولی پس از مدت کوتاهی به کشور بازگشت و این بار در حوزه علمیه قم، به تحصیل دروس حوزوی ادامه داد.

او در آن حوزه کفایه‌الاصول را نزد سیدمحمدباقر سلطانی طباطبایی و مکاسب را هم پیش آیت‌الله سیدشهاب‌الدین مرعشی نجفی فراگرفت و در درس منظومه ملاهادی سبزواری از شاگردان شیخ محمد فکور یزدی و سیدرضا صدر بود.

یعقوبی خلخالی آنگاه به تحصیل دروس خارج فقه و اصول پرداخت و در درس خارج فقه آیات سیدحسین طباطبایی بروجردی و سیدمحمدرضا موسوی گلپایگانی (حج) شرکت کرد و درس خارج اصول را نزد امام‌خمینی آموخت. او تا سال ۱۳۴۳ش در قم بود.[۲] بنابراین می‌توان احتمال داد که در سال‌های پایانی دهه ۱۳۳۰ و آغازین ۱۳۴۰ش در درس خارج اصول امام‌خمینی که ابتدا در مسجد سلماسی و سپس در مسجد اعظم قم برگزار می‌شد، شرکت می‌کرده است.

سیدحسین یعقوبی خلخالی در سال‌های تحصیل در قم و هم‌زمان با فعالیت جمعیت فدائیان اسلام، در مجالس و نشست‌های آن جمعیت شرکت می‌کرد و با آنان همکاری می‌نمود. با آغاز نهضت امام‌خمینی، در مجالس سخنرانی امام‌خمینی حضور می‌یافت.[۳] در سال ۱۳۴۵ش و پس از دستگیری آیات حسینعلی منتظری و عبدالرحیم ربانی شیرازی و انتقال آنان به زندان، همراه با جمعی از مدرسان و محصلان حوزه علمیه قم در نامه‌ای سرگشاده¬ به مراجع تقلید، خواهان اقدام آنان در حمایت از روحانیان ایران در مقابل دولت شدند.[۴]

یعقوبی خلخالی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در توزیع شهریه با حکم امام‌خمینی فعال بود. در نخستین سال‌های استقرار نظام اسلامی، با حکم محمدرضا مهدوی کنی، مسئول وقت کمیته‌های انقلاب اسلامی، به فعالیت در کمیته‌های انقلاب اسلامی در تهران پرداخت. در طول جنگ تحمیلی بارها در جبهه‌های جنگ حضور یافت. سپس نمایندگی ولی‌فقیه در وزارت صنایع و معادن را بر عهده گرفت و مدت ده سال در آن سمت بود. از خدمات اجتماعی او می‌توان به تأسیس و مرمت چندین مسجد و کتابخانه و صندوق قرض‌الحسنه در تهران و خلخال اشاره کرد.[۸]

اظهارنظری صریح درباره آقای سیدکاظم شریعتمداری

تاریخ انتشار: 21 مهر 1397

رونوشت گزارش خبر 17506 / 20 ه 3 ـ 6 / 10 / 48 منبع 533

موضوع : سیدحسین یعقوبى خلخالى

نامبرده بالا در ساعت 0800 روز 2 / 10 / 48 پس از خاتمه درس سیدابراهیم میلانى[1] اظهار داشت من دیروز در قم بودم دولت یک سینما در قم ساخته است به همین جهت اختلاف عجیبى بین علما پیدا شده، نجفى و گلپایگانى درس را تعطیل کردند ولى شریعتمدارى درس را شروع کرده. واى به حال کسى که وجهه ملى خود را از دست بدهد الان کارهاى شریعتمدارى درست با برنامه دولت تطبیق مى‌کند و کم‌کم معلوم شده است دست‌نشانده دولت مى‌باشد و به طرز مسلم دولت با روحانیت و دین مخالف مى‌باشد. شاه بى‌دین نمى‌خواهد دین یا آخوند باشد ولى هیچ کارى نمى‌تواند بکند پدرش رضاشاه[2] چه ... کرد که خودش بکند.

نظریه منبع ـ نظرى ندارد.

نظریه رهبر عملیات ـ رهبر عملیات نظرى ندارد

نظریه 20 ه 3 ـ 20 ه 3 نظرى ندارد

اصل در کلاسه 55669 بایگانى است. در پرونده آیت‌اللّه‌ نجفى بایگانى شود. 28 / 11

تقلب در انتخابات مجلس بیستم خلخال

تقلب در انتخابات مجلس بیستم خلخال

در یکی از اسناد در باره تقلب در انتخابات مجلس بیستم از سوی اهالی میانه به خوبی ذکر شده است که آقای کمایی، فرماندار خلخال طبق دستور استانداری علناً در کار انتخابات دخالت می‌کنند و با تهدید و ارعاب، مردم این شهرستان را به رأی دادن به کاندیدای حزب ملیون وادار می‌کنند «و کلیه بخشداران و مأمورین دولتی در اثر فشار و تهدید فرماندار علناً خود را عاجز از تأمین آزادی انتخابات می‌دانند و با وجود ایشان به هیچ وجه آزادی انتخابات تأمین نخواهد شد».[54]

[54] . یوسفی‌فر، همان، سند شماره 81، ص 329.

( شهرام یوسفی فر، حزب ملیون به روایت اسناد، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384، ص 37.)

زندگینامه عبداله والا به نقل از مرکز بررسی اسناد تاریخی

زندگینامه عبداله والا به نقل از مرکز بررسی اسناد تاریخی

عبدالله والا که فرزند حسین ظهیرالسلطان ملاک و پیشکار احمد شاه بود، در سال 1301 در قریه شال خلخال به دنیا آمد. وى فارغ‌التحصیل هنر سرای عالى در رشته شیمى در سال 1322 و لیسانسیه حقوق از دانشگاه تهران در سال 1324 و مسلط به زبان‌هاى فرانسه و انگلیسى بود.

نامبرده در سال 1321 با ثریا شقاقى دختر یکى از متمولین تهران ازدواج نمود و تنها صاحب یک فرزند به نام کامران در سال 1333 گردید. وى کار مطبوعاتى خود را در سال 1321 با عنوان مدیر مسئولى نشریه تهران مصور آغاز نمود و در ادامه با توجه به نزدیکیش به احمد دهقان[1] نماینده مجلس و مدیر مجله تهران مصور توانست به عنوان رابط نشریه با ارتش در زمینه چاپ نشریه در چاپخانه ارتش و همچنین تنظیم مطالب تحت عنوان زیر ذره‌بین ایفاى نقش بنماید.

پس از درگیر شدن احمد دهقان با رزم‌آرا به خاطر چاپ مقاله "من جاسوس شوروى در ایران بودم" و نهایتاً قتل احمد دهقان، عبدالله والا با کمک رزم‌آرا توانست دو سال به تاریخ تولدش در شناسنامه بیافزاید و آن را به 1299 تغییر دهد و با این روش صاحب امتیازى نشریه تهران مصور را که می‌بایست بر طبق قانون مطبوعات حداقل سى سال سن داشته باشد، به دست آورد.

نامبرده در دوره‌هاى 20 و 21 مجلس شوراى ملى از خلخال نمایندگى مردم را به عهده داشت.

ساواک در سندهای مربوط به بیوگرافی او را علاقمند به رژیم پهلوی معرفی نموده و علاقه او به مقام، شهرت، زن و پول فوق‌العاده ارزیابی شده است. همچنین او را طرفدار سیاست غرب دانسته است.

در سند شماره 93 از کتاب مطبوعات عصر پهلوی، تهران مصور، از انتشارات مرکز بررسی اسناد تاریخی پیرامون عبدالله والا اظهار شده است:

«وى داراى مرام ضد کمونیستى شدید می‌باشد و طرفدار مقام شامخ سلطنت و با توده‌ای‌ها و مصدق مبارزه پى‌گیر نموده است.»

در سند دیگری که به منظور تعیین صلاحیت وی جهت شرکت در مراسم سلام دربار شاه تنظیم شده، عنوان گردیده است:

«مهندس عبدالله والا صاحب امتیاز و مدیر مجله تهران مصور و تماشاخانه تهران و نماینده مجلس شوراى ملى فاقد حسن شهرت درگذشته بوده و روش روزنامه ‌نگارى وى ضد کمونیستى و حتى مقالات عدیده‌اى در این زمینه هم درج نموده است. نامبرده در اواسط سال جارى (1345) ضمن همکارى با بهرام شاهرخ[2] مقالات شدیدى علیه دولت آقاى هویدا منتشر نمود که در نتیجه از طرف وزارت اطلاعات تضییقاتى از نظر آگهى و رپرتاژ براى وى به عمل آمد. ضمناً به علت فوق‌الذکر از حزب مردم نیز اخراج گردیده است. »(همان، سند شماره 89)

در سند شماره دیگر در باره روحیات او می‌خوانیم:

«خیلى حساس و زود رنج بوده و وضع مادى خوبى ندارد. براى عقیده خود ارزش و احترامى بیش از آنچه که هست قائل می‌باشد و با اکثریت میانه خوبى ندارد و نطقهایش بیشتر با اعتراض و تشنج همراه است. روی هم رفته شخص مغرضى نیست و اگر نفرتى داشته باشد به علت زمینه قبلى بوده که برایش فراهم شده بود.»(همان، سند شماره 90)

در اسناد ساواک در سال 1350 مشخصات، سوابق، فعالیت‌ها و نظرات وی چنین عنوان گردیده است:

«... مدیر مجله تهران مصور و رئیس تئاتر نصر و رئیس سندیکاى مرکزى صنعت چاپ می‌باشد.

... (مشاغل قبلى وى) روزنامه نگارى بوده و سابقاً رئیس فدراسیون ژیمناستیک و عضو انجمن طرفدار پیش‌آهنگى بوده است...

... (میزان ثروت) بیش از 50 میلیون ریال ـ داراى زمین و ساختمان تماشاخانه نصر و صاحب سهم از زمین و ساختمان سینما اروپا ـ منزلى در شمیران و منزلى در تهران خیابان شاه‌آباد و پنجاه هزار متر مربع زمین در بندر پهلوى و صاحب چاپخانه تهران مصور ـ منزل مسکونى وى اجاره‌ایست و ماهیانه در حدود بیست و شش هزار ریال اجاره بها می‌پردازد...

... عضو حزب مردم و جمعیت‌هاى غیر سیاسى کلوپ روتارى...

... (سرگرمى‌ها) مطالعه و معاشرت‌هاى دوستانه و قمار می‌کند و علاقمند به عیاشى و خوشگذرانى...

... (اعتیادات مضره) ندارد، سیگار می‌کشد، مشروب مى‌نوشد...

... تاکنون هیچگونه قرائن و اماراتى که دال بر عدم علاقمندى به رژیم و کشور باشد از وى مشاهده و به دست نیامده است.» (همان، سند شماره 92)

در سال 1353 امتیاز تعدادی از نشریات از جمله تهران مصور لغو شد. در نیمه دوم 1357 بار دیگر تهران مصور انتشار یافت و مجدداً در 1358 براى همیشه تعطیل گردید. عبدالله والا در 1369 در اثر سکته مغزى درگذشت.

تخلف در انتخابات به نفع عبداله والا

تخلف در انتخابات به نفع عبداله والا

سند دیگرى از تخلفات آقاى عبدالله والا در امر انتخابات مجلس شوراى ملى در حوزه خلخال آمده است:

«دوستان و آشنایان مهندس عبدالله والا نماینده خلخال اظهار می‌دارند جمع کسانی که در خلخال به نفع مهندس والا رأى داده‌اند از یکصد نفر تجاوز نمى‌کردند که هر یک سه الى چهار بار با تغییر نام رأى داده‌اند و اکثر آرایى که به صندوق‌ها ریخته شده به خط هرمز شیبانى داماد مهندس والا بوده و والا مبلغ 50 هزار تومان به فضل‌اله سلجوقى مدیر روزنامه صداى ملیون و بسیج خلخالى کاندیداهاى شهرستان خلخال پرداخته تا کنار بروند و همین مبلغ نیز خرج متفرقه داشته و صد هزار تومان هم به فرماندار محل، دویست هزار تومان به تیمسار علوى مقدم جهت شفاعت و وساطت وى نزد شاه پرداخته است که نظر شاه نسبت به انتخابش از خلخال مساعد نماید.» (همان، سند شماره 36)

تبعید عبدالرحیم خلخالی به باکو

تبعید عبدالرحیم خلخالی به باکو

محمدعلی شاه از فرصت بی‌نظمی در امور سیاسی استفاده کرده و مجلس را منحل کرد. به خصوص این که طی قرارداد 1907م / 1286ش بین روسیه و انگلیس و حل اختلافاتشان در مورد ایران، انگلستان دیگر لزومی نمی‌دید از مشروطه ایرانی که خطری برای روسیه بود دفاع کند. با اعلام مقابله محمدعلی شاه، تقی‌زاده برخلاف رویه گذشته‌اش نمایندگان را به آرامش دعوت می‌کرد.[18] با شروع درگیری گرچه تقی‌زاده دیگران را به مقابله با شاه و استبداد دعوت می‌کرد اما خود و جمعی از پیشروان مشروطه مانند سید عبدالرحیم خلخالی، معاضدالسلطنه و میرزا علی‌اکبرخان دهخدا و قریب هفتاد نفر دیگر به سفارت انگلیس پناهنده شدند[19]و تحت‌الحفظ تا بندرانزلی برده شده و از آن جا به باکو رفتند و این در حالی است که تعدادی از مشروطه‌خواهان مانند ملک‌المتکلمین و میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل در پارک اتابک کشته شدند.

[18] . تاریخ مشروطه ایران، ص 521.

[19] . رجال عصر پهلوی، به روایت اسناد ساواک، سید حسن تقی‌زاده، ص 55.

تحصن حمداله ذکائی به نفع دکتر مصدق

تحصن حمداله ذکائی به نفع دکتر مصدق

طرفداران دکتر مصدق در فراکسیون نهضت ملی به استناد حوادثی که شکل گرفته و به‌منظور جلوگیری از حوادث احتمالی، اعلامیه‌ای صادر و طی آن اعلام داشتند: «تصمیم گرفتیم مادام که تکلیف قطعی لایحه اختیارات تعیین نشود، از مجلس شورای ملی خارج نشویم.»[82] با این تصمیم، برخی از وکلای مخالف دولت نیز به متحصنین پیوستند. اسامی نمایندگانی که تحصن کردند عبارت بودند از: حمدالله ذکائی نماینده خلخال، محمدعلی دادور نماینده فومنات، مهندس کاظم حسیبی نماینده تهران، محمدرضا اقبال و دکتر کریم سنجابی نماینده کرمانشاه، بهرام مجدزاده نماینده رفسنجان، مجید موسوی نماینده خوی، سید جواد خلخالی نماینده تبریز، مهندس احمد رضوی نماینده کرمان، محمود نجفی فردوسی نماینده فردوس، اصغر پارسا نماینده خوی، مهندس احمد زیرک‌زاده نماینده تهران، محمدابراهیم شاپوری نماینده جیرفت، احمد اخگر نماینده بوشهر، سید ضیاءالدین حاج‌سیدجوادی نماینده قزوین، محمود نریمان نماینده تهران، دکتر خلیل فلسفی نماینده گرکان و مراد ریگی نماینده ایرانشهر.

لوح فشرده مشروح مذاکرات دوره هفدهم مجلس شورای ملی، جلسه 58، سه‌شنبه 23 دی 1331.

حاج ذبیح‌الله خوجینی؛ روشنفکری از خوجین

حاج ذبیح‌الله خوجینی؛ مردی از تبار مهر

حاج ذبیح‌الله خوجینی، از خاندان‌های خوشنام و فرهیخته‌ی خوجین از توابع خلخال، از چهره‌هایی است که نامش اگرچه در کتاب‌های رسمی تاریخ گم مانده، اما در حافظه‌ی نسل‌های گذشته‌ی مردم منطقه هنوز با احترام زمزمه می‌شود.

ذبیح‌اله خوجینی (معروف به حاجی ذبیح‌اله) از چهره‌های شناخته‌شده و تأثیرگذار منطقه خلخال، به‌ویژه روستای خوجین، بود. او در نیمه نخست سده چهاردهم شمسی می‌زیست و در زمره روشنفکران، خیرین و معتمدان اجتماعی منطقه به شمار می‌آمد.

او در کودکی‌ مجبور شد خانه را ترک کند و مدتی را در مهمانخانه‌ای در هیرو سپری کند، جایی که ساده بود اما لبریز از آمد و شد و گفت‌وگو. همین تجربه‌های نخستین، شاید نخستین جرقه‌های مردم‌داری و میزبانی را در دل او روشن کرد؛ چرا که در بزرگسالی، خود صاحب مهمانخانه‌ای شد که نه فقط محلی برای اقامت، بلکه پناهی برای دردمندان و رهگذران بود.

در دوران رضاشاه، زمانی که آموزش رسمی در روستاها هنوز کم‌رنگ بود، حاج ذبیح‌الله با روحی روشنفکرانه و ایمانی عمیق به آینده، خانه‌ی اعیانی خود را برای تأسیس مدرسه‌ی «میر عماد خوجین» در اختیار دولت گذاشت. مدرسه‌ای که در سال ۱۳۱۹ با حضور مقامات منطقه و اهالی افتتاح شد، اما با خوشامدگویی خود او آغاز شد.

او تنها یک مالک یا خیر نبود؛ از یاران میرزا کوچک‌خان در نهضت جنگل بود عضو حزب توده بود. در سال 1324 از یاران پیشه وری در خلخال بود. بعد از سقوط فرقه دموکرات آذربایجان در سال ۱۳۲۵، مورد اذیت و آزار قرار گرفت.

خانواده‌اش به دست مأموران محمدتقی‌خان امیراحمدی شکنجه شدند و حاج ذبیح‌الله شخصاً از طریق مجلس شورای ملی پیگیر دادخواهی شد.

او به‌جای آن‌که در سایه‌ی ثروت، خاموش بماند، راه دانایی و ایستادگی را برگزید. نسل‌هایی که در مدرسه‌ای که او بنا نهاد الفبا آموختند، هنوز نام او را با احترام به یاد دارند.

با غفارخان و برهان السلطنه رابطه نزدیکی داشت. پدربزرگ مادری آقای هژبر پاکزاد قربانی و مهندس ساسان قربانی، ( که امروز یکی از چهره‌های صنعتی کشور است،) می باشد

نکات برجسته در زندگی و شخصیت او:

  • جایگاه اجتماعی: حاجی ذبیح‌اله از خانواده‌ای شناخته‌شده در خوجین بود و به دلیل امانت‌داری، درستکاری و نفوذ اجتماعی‌اش، مردم در امور محلی به او رجوع می‌کردند.

  • نقش فرهنگی و اجتماعی: او را می‌توان در زمره روشنفکران بومی دانست؛ کسی که در کنار فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی، به مسائل فرهنگی و آموزشی نیز توجه داشت.

  • کمک به مردم: در دوره‌ای که فقر، تبعیض و فشارهای سیاسی ـ اجتماعی بر مردم خلخال سایه افکنده بود، حاجی ذبیح‌اله با خیرخواهی و کمک‌های مالی و معنوی خود، پشتیبان بسیاری از خانواده‌ها شد.

  • وجه سیاسی و تاریخی: اسناد نشان می‌دهد که پس از حوادث آذر ۱۳۲۵ و سقوط فرقه دموکرات آذربایجان، او نیز مانند بسیاری از اهالی منطقه، با فشارها و محدودیت‌هایی روبه‌رو شد. نام او در گزارش‌ها و پرونده‌های امنیتی آن زمان دیده می‌شود.

  • میراث ماندگار: نام و خاطره او هنوز در حافظه محلی زنده است و در یادداشت‌ها و پژوهش‌های مربوط به تاریخ اجتماعی خلخال و خوجین جایگاهی ویژه دارد.

مهندس ساسان قربانی، فرزند خلخال، فعال اقتصادی، کارآفرین و رئیس انجمن قطعه سازان خودرو

ا

مهندس ساسان قربانی، فرزند خلخال، فعال اقتصادی، کارآفرین و رئیس انجمن قطعه سازان خودرو

یشان در سال 1337 در شهرستان بندر انزلی به دنیا آمدند. پدر ایشان غفارخان و اهل روستای چنارلق خلخال می باشد. همچنین پدربزرگ مادری ایشان ذبیح اله خوجینی از یاران میرزا کوچک خان بوده است.

در دوران کوکی ایشان خلاقیتهای زیادی از خود بروز می دادند و در آرزوی ساختن ساختمانهای بزرگ بودند. پس از گرفتن دیپلم به تهران آمده و در رشته طراحی صنعتی در دانشگاه هنرهای زیبای تهران ادامه تحصیل دادند.

در سال 1357 با صدا و سیما آشنا شده و به طور پاره وقت در رادیو شروع به کار کردند. همزمان با دوران دانشگاه به کارهایی نظیر ریخته گری، تراشکاری، جوشکاری و کارهای ساختمانی مشغول بوده و در دوران پایان دانشگاه با فولاد مبارکه مشغول بکار شدند.

همکاری نزدیکی که ایشان با پارس خودرو داشتند باعث شد تا ایشان اولین طراحی خودرو را انجام داده و به تولید انبوه برسانند. طراحی بخشهای مختلف خودرو در پارس خودرو از جمله اقدامات دیگر ایشان به حساب می آید. سپس به شرکت آذین خودرو رفته و در مدت کوتاهی می توانستند که این شرکت را توسعه دهند. سپس شرکت البرز قطعه را خریداری کرده واقدام به بازسازی کارخانه و ماشین آلات نمودند.

در حال حاضر شرکت البرز قطعه از نظر سیستم و توان مهندسی جزء شرکتها سرآمد کشورمان است و از نظر کیفی می تواند با شرکتهای اروپایی رقابت کند. در شرکت البرز قطعه قطعات فلزی خودرو شامل بدنه، موتور، انواع و اقسام قطعات ریز و لوله ها و مجموعه هایی مثل داشبورد در حال تولید است.

دکتر ساسان قربانی (متولد ۱۳۳۸ بندرانزلی)، فعال صنعت خودرو، دوبلور و مستندساز پیشین صداوسیما و از مدیران باسابقه صنعتی ایران است. او ریشه در خانواده‌ای اصیل و شناخته‌شده از خلخال دارد؛ نوه‌ی دختری حاج ذبیح‌الله خوجینی، از یاران میرزا کوچک‌خان جنگلی، و فرزند غفارخان از اهالی چنارلق. قربانی پس از تحصیل در رشته طراحی صنعتی دانشگاه تهران، از دهه شصت هم‌زمان در صنعت خودرو و رسانه فعالیت کرد و به‌عنوان دبیر انجمن صنفی قطعه‌سازان خودرو نقش مهمی در برگزاری کنفرانس‌های بین‌المللی و توسعه همکاری‌های خارجی ایفا نمود.

او در صداوسیما نیز با اجرای برنامه‌های صنعتی، دوبله هزاران مستند (از جمله مجموعه‌هایی مانند «راز بقا») و ساخت مستندهای تخصصی شناخته شد. در دهه نود، تلاش کرد با سرمایه‌گذاری در پروژه‌ای بزرگ برای تولیدات گلخانه‌ای در فیروزآباد خلخال، توسعه‌ای پایدار برای زادگاه اجدادی‌اش رقم بزند، اما به‌دلیل موانع بوروکراتیک و چالش‌های فرهنگی منطقه، این طرح به سرانجام نرسید. با وجود این ناکامی‌ها، قربانی همچنان خود را «خلخالی» می‌داند و امیدوار است روزی پروژه‌ای ماندگار برای اعتلای این دیار اجرا کند.

معرفی دکتر تایماز نظمی

تایماز نظمی ، روزنامه نگار، کارآفرین و فعال اقتصادی در سال ۱۳۵۸ در منطقه خلخال متولد شد.

فارغ التحصیل مهندسی برق الکترونیک از دانشگاه علم و صنعت می باشند

کارشناسی ارشد در رشته MBAاز دانشگاه خواجه نصیر - دانشجوی دکتری مدیربت بازرگانی دانشگاه آزاد رودهن -

مشاور حوزه استراتژی و ارزیاب رسمی جایزه تعالی

- مدیر مسئول فصلنامه قزل اوزن

سردبیر نشریه دانشجویی ایشیق در دوران دانشجوئی ،

دبیر کنگره صمد بهرنگی در سال ۸۰ و اولین کنگره زبان مادری در سال ۸۳ -

ایشان همزمان با تحصیل کارشناسی از فعالین جنبش دانشجویی آذربایجان و عضو شورای مرکزی مجمع دانشگاهیان آذربایجان بودند. مدیر اجرایی مرکز تحقیقات آبتام و همکاری با نشریات مختلف از جمله نوید آذربایجان از جمله سوابق مطبوعاتی وی می باشد

. ایشان همچنین مولف کتاب « خلخال و جنبش جنگل» و کتاب « حسرتلی یاشام» می باشد.

نامبرده بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه وارد فعالیت اقتصادی شده و موسس و‌مالک برند هیرو آسانسور می باشند.( شرکت هیرو آسانسور یکی از بزرگ‌ترین تولید کنندگان کشور نزدیک صد نفر اشتغال مستقیم ایجاد کرده است.)

پیش فروش کتاب بدیع بر بنیاد اشعار حکیم محمدباقر خلخالی

پیش فروش کتاب بدیع بر بنیاد اشعار حکیم محمدباقر خلخالی

کتاب "بدیع بر بنیاد اشعار ملا محمدباقر خلخالی" اثر دکتر احد پیشگر از دیار نمین افزون بر معرفی اشعار این شاعر برجسته، اثری آموزشی در زمینه صنایع بدیع برای ترکان آذربایجان به شمار می‌رود. این اثر با تکیه بر نمونه‌های ملموس از سروده‌های خلخالی، به آموزش آرایه‌های ادبی می‌پردازد.
تا کنون تنها دو کتاب آموزشی در حوزه صنایع ادبی ویژه ترکان آذربایجان منتشر شده است: نخست، دستور تطبیقی زبان ترکی و فارسی اثر دکتر حسن احمدی گیوی (نشر قطره، تهران، ۱۳۸۳) و دوم، کتاب صنایع ادبی نوشته صمد ظهوری در دهه‌ی ۱۳۷۰ می‌باشد. با آن‌که اشعار برگزیده در کتاب ظهوری به زبان ترکی و در کتاب احمدی گیوی به زبان ترکی و فارسی است، اما باید گفت هیچ‌یک از این دو کتاب بر پایه یک متن ادبی مشخص تدوین نشده‌اند، و نگارش چنین آثاری نسبتاً ساده‌تر می‌باشد. در مقابل، کتاب "بدیع بر بنیاد اشعار ملا محمدباقر خلخالی" اثری ممتاز و ماندگار در تاریخ آموزش بدیع در آذربایجان به شمار می‌آید. در این کتاب، بیش از ۶۳ گونه از صنایع بدیعی، اعم از لفظی و معنوی، همراه با مثال‌هایی از اشعار حکیم خلخالی معرفی شده است.
با توجه به اینکه رساله دکترای جناب آقای دکتر پیشگر در حوزه صنایع ادبی، زیر نظر استاد برجسته دکتر جلیل تجلیل تدوین شده است و ایشان در این زمینه دارای تبحری ویژه هستند، می‌توان گفت هرکس به‌دنبال مثال‌هایی دقیق و گویا برای آرایه‌های ادبی باشد، کتابی بهتر و جامع‌تر از این اثر نخواهد یافت. این کتاب می‌تواند در آموزش و یادگیری بدیع، سال‌ها به‌عنوان منبعی معتبر مورد استفاده‌ی ترکان آذربایجان قرار گیرد.
در پایان، با توجه به افزایش قیمت کاغذ، توصیه می‌شود علاقه‌مندان کتاب تازه چاپ شده فوق را به‌صورت پیش‌خرید تهیه کرده و رسید خرید کاغذ آن را به آیدی دکتر پیشگر ارسال نمایند. این شیوه‌ی خرید، علاوه بر حمایت مالی از فرایند چاپ، به نویسنده کمک می‌کند تا شمارگان مناسب برای چاپ را برآورد کند و از وارد آمدن زیان مالی جلوگیری شود.
در کشورهای غربی، نویسندگان از طریق فروش آثار خود به رفاه نسبی دست می‌یابند، اما متأسفانه در کشور ما، فروش پایین کتاب‌ها موجب دلسردی بسیاری از نویسندگان شده است؛ تا جایی که برخی حتی به‌کلی از فعالیت‌های فرهنگی کناره‌گیری می‌کنند.
پ.ن.: سوال یکی از خوانندگان؛
دستور تطبیقی دکتر احمدی گیوی چه ارتباطی با علم بدیع دارد؟
جواب: در داخل کتاب مورد نظر مثال‌هایی برای صنایع بدیع یا آرایه‌های ادبی آورده شده است

پیش فروش کتاب « بدیع بر بنیاد اشعار ملا محمدباقر خلخالی» آغاز شد.

کتاب بدیع (بر بنیاد اشعار ملّا محمّد باقر خلخالی ) مشتمل بر آرایه های لفظی و معنوی است که به همّت پژوهشگر ارجمند دکتر احد پیشگر به نحو احسن با تکیه بر اشعار ملّا محمّد باقر خلخالی به زیور طبع آراسته شده است.

🌑 شایان ذکر است که این اثر به دلیل دارا بودن آرایه های ادبی اشعار یک شاعر والامقام آذربایجان از اهمّیّت بسزایی برخوردار است. ضمناً اثر حاضر با استناد به تعاریف آرایه های ادبی و مثال های متعدد به صورت علمی و مستند از جنبه ی آموزشی نیز قابل تقدیر است.

🌑 ملامحمدباقر باقر خلخالی اولین شاعر آذربایجانی می باشد که بدیع بر اشعار ایشان نوشته شده است و این ارزش این کتاب را چند برابر می کند.
بدیع در لغت به معنی امر تازه و نو است و در اصطلاح آرایش سخن فصیح و بلیغ را گویند.قدیما آن را علم آرایش بیرونی کلام می دانستند.

🌑 افرادی که در همایش ملامحمدباقر خلخالی روستای قره بلاغ شرکت خواهند کرد روز همایش ، حضوری کتاب را بدون پرداخت هزینه پست دریافت خواهندکرد.

سایر افراد مبلغ بیست هزار تومان هزینه پست علاوه بر مبلغ کتاب واریز نمایند


شماره کارت بانک سپه احد پیشگر
۵۸۹۲۱۰۱۵۴۸۷۳۴۰۳۳
شماره تلفن ۰۹۱۴۶۱۸۱۶۷۱
مبلغ کتاب ۱۸۰ هزار تومان
هزینه پست جهت دریافت پستی: ۲۰ هزار تومان

🌑 به علت چاپ محدود جهت همایش اولویت با افرادی هست که زودتر خرید نمایند

خانواده برهان السطنه در فرقه دموکرات آذربایجان

بنا به گزارش های سازمان اسناد ملی

خسرو دارابی مشهور به برهان السلطنه در زمان دموکراتها به عنوان رئیس شهربانی زنجان با آنها همکاری نموده است

آقای جهانسوز دارابی فرزند کوچک برهان السلطنه دارابی به سمت رئیس کمیته طارم

و بهین خانم دارابی به عنوان سخنگوی رادیو فرقه ، همچنین معلم ورزش مدارس دختران بوده و به سازمان زنان هم تردد داشت

جهانگیر دارابی قبل از تشکیل فرقه دموکرات رئیس سازمان اسناد بوده که از طرف پیشه وری به عنوان رئیس دادگستری زنجان انتخاب شدند

وزیر رژیم پهلوی اجازه رسیدگی به خلخال را نداد

وزیر رژیم پهلوی اجازه رسیدگی به خلخال را نداد

ابراهیم ساوالان

دهه سی و چهل اوج فعالیت وزارت بهداری برای کنترل و ریشه‌کنی بیماری‌های واگیر بود و سازمان بهداشت جهانینیز کمک‌های موثری را برای ریشه‌کنی بیماری‌های واگیر مانند مالاریا، آبله، آبله مرغان، سرخک، وبا و غیره بهکشورهای فعال می‌کرد. جذام نیز جزء بیماری‌های واگیر آن دوره بود و همه ساله مبتلایان بیشتری را گرفتار خودمی‌کرد. برای همین دکتر محمدحسین مبیّن که تحقیات و تلاش‌های بسیاری در زمینه جذام انجام داده بود، خود راجهت ارائه توضیحاتی در خصوص ریشه‌کنی جذام به وزارت بهداری رساند. وقتی دکتر مبین توضیح داد که جذامبیماری بسیار خطرناکی است و قابلیت تکثیر و سرایت در خاک آذربایجان را دارد و هم اکنون مردم شهرهای اهر،خلخال و سردشت را گرفتار ساخته است، وزیر بهداری وقت با لحنی آکنده از نفرت پرسید: آیا خلخال همان شهرپیشه‌وری است؟ مبین گفت: بلی جناب وزیر خلخال شهر پیشه‌وری و اهر شهر ستارخان است.

چهره وزیر درهم شده و گفت: بر اساس قانون ما نمی‌توانیم برای ریشه‌کنی یک بیماری که تنها در منطقه‌ای خاصتکثیر می‌شود از اعتبار ملی هزینه کنیم . بروید و خودتان کاری بکنید.

دکتر مبین خوب فهمید که جناب وزیر دروغ می‌گوید چون بیماری‌های ویروسی و واگیر متفاوت، در شرایط اقلیمی ومحیطی متفاوت رشد و تکثیر می‌یابند و بسیاری از آنها شیوع منطقه‌ای دارند. برای مثال آنوفل ساکاروی در منطقهمغان آذربایجان و اطراف زاینده رود اصفهان رشد می‌کند و آنوفل کولی باسیس در بلوچستان دیده شده بود. درحالیکه تیفوس در اکثر مناطق ایران رایج بود تا سال ۱۳۴۰ تنها یک مورد ابتلا به تیفوس در تبریز دیده شده بود. بنابراین این حرف که نمی‌توان برای معضلات محلی از اعتبارات کشوری استفاده کرد تنها بیان محترمانه‌ای برای نیت فاشیستی وزیر بوده است. مبین فهمید که این جذام نیست که بلای جان مردم شدهبلکه دولتی سخت بیگانه با این ملت است که می‌خواهد آنها را به ورطه نابودی بکشاند.

و دست به کار شد او پنجاه سال مبارزه کرد تا دیو جذام را از سرزمینش بیرون کند.

سید سعید ملجائی، از علمای خلخالی طرفدار فرقه دموکرات آذربایجان

دکتر سلام الله جاوید در خاطرات خود از سفر به شهر هیرو در مرداد ۱۳۲۵ یاد می کند و اشاره می کند در این سفر از افرادی زیادی از جمله سید سعید ملجائی که از آشنایان دایی ام بود دیدار کردم

منبع ؛ خاطرات سلام‌الله جاوید ص ۳۹۱ ( رحیم رئیس نیا)

به زندگی این عالم منطقه نگاهی گذرا می کنم

آقا سید سعید ملجایی دارنده دفتر خانه اسناد 27 خلخال که پسرشان مرحوم سید تاج الدین ملجایی کارمند دادگستری خلخال و از محترمین شهر بودند

و دامادشان مرحوم حاج بیوک آفا ملجایی که پس از فوت اقا سید سعید ، صاحب دفترخانه 27 گردید و از بزرگان و معتمدین شهر بودند.

آقا سید سعید ملجائی تا اخر عمر واعظ ، روحانی و امام جماعت مسجد جمعه بودند و محل سکونتشان در کوچه مقابل مسجد جمعه بوده است.

کتاب شناسی فرقه دموکرات آذربایجان

کتابشناسی فرقه دموکرات

-آبادان ، حسين، رسول زاده، فرقه دموكرات و تحولات معاصر ايران، تهران، موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران 1376

- آبراهاميان، يرواند، ايران بين دو انقلاب، ترجمه احمدگل محمدي و محمد ابراهيم فتاحي، تهران، نشرني 1379

- آذري شهرضايي رضا، هيات فوق العاده قفقازيه، تهران وزارت امور خارجه 1379

- آل احمد جلال در خدمت و خيانت روشنفكران، تهران، خوارزمي، 1357 دو جلد

- آموزگار حسين نفت و حوادث آذربايجان، تهران ابن سينا 1326 3 جلد

- آيرونسايد، خاطرات و سفرنامه ژنرال آيرونسايد، به ضميمه اسناد و مكاتبات سياسي وزارت خارجه انگلستان، ترجمه بهروز قزويني تهران نشر آينه 1363

- آژند يعقوب ادبيات نوين ايران از انقلاب مشروطيت تا انقلاب اسلامي تهران امير كبير 1363

- آرين پوريحيي از صبا تا نيما ج 2 شركت سهامي كتابهاي حبيبي چ چهارم 1355

- آمبروز، استيفن روند سلطه گري تاريخ سياست خارجي آمريكا مترجم احمد يابنده تهران انتشارات چاپخش، چاپ سوم 1370

- آذري، سيد علي قيام شيخ محمد خياباني تهران مطبوعات صفي عليشاه چ چهارم 1354

- آناديلي، آلتينجي كتاب«زبان مادري تا كلاس ششم» انتشارات فرزانه، بي تا

- آوري پيتر، تاريخ معاصر ايران، مترجم محمدرفيعي مهرآباد ج 2 تهران انتشارات عطائي 1370

- آرامش احمد، خاطرات سياسي احمد آرامش، به كمك ميرزا صالح، اصفهان، انتشارات جي، 1369

الف

-ابوترابيان حسين، مطبوعات ايران از شهريور 1320 تا 1326 تهران، اطلاعات 1366

- اتابكي تورج، از رفيق سرخ تا دشمن خلق، مجله گفتگو مهر 1380

- احمدي بابك، ماركس و سياست مدرن، تهران، نشر مركز، 1379

- احمدي حميد، تاريخچه فرقه جمهوري انقلاب ايران و گروه اراني، تهران، نشر آتيه، 1379

- احمدي حميد، خاطرات بزرگ علوي، تهران، دنياي كتاب، 1377

- احمدي حميد، قوميت و قوم گرايي در ايران، تهران، نشرني1379

- اسكندري ايرج، خاطرات ايرج اسكندري، تهران موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي 1372

- اسماعيلي عليرضا، اسنادي از مطبوعات و احزاب دوره رضاشاه، تهران

- اسناد تاريخي جنبش كارگري سوسيال دموكراسي و كمونيستي ايران، انتشارات فلورانس مزدك 1357- 1351، 7جلد

- اسناد و اعلاميه هاي حزب توده ايران از شهريور 1357 تا پايان اسفند 1358 تهران انتشارات حزب توده ايران 1357

- افتخاري يوسف، خاطرات دوران سپري شده(خاطرات و اسناد يوسف افتخاري 1299 تا 1329) مجيد تفرشي، بيات كاوه، تهران فردوسي 1370

- افشار ايرج، زندگي طوفاني خاطرات سيد حسن تقي زاده، تهران علمي 1372

- اميد حسين، تاريخ فرهنگ آذربايجان، ج 2، تبريز، چاپخانه فرهنگ، 1324

- استوارت ريچارد 10، در آخرين روزهاي رضاشاه ، تهاجم روس و انگليس به ايران در شهريور 1320، مترجمان عبدالرضا هوشنگ مهدوي، كاوه بيات، تهران 1370

- ابراهيموف، ميرزه، درباره جنبش ملي دمكراتيك آذربايجان، بي جا، 1947 م

- اسكندري ايرج، خاطرات ايرج اسكندري، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي 1372

- الموقي ضياالدين، فصولي از تاريخ مبارزات سياسي و اجتماعي ايران جنبشهاي چپ تهران، انتشارات چاپخش- 1370

- اسكرين سركلارمونت، جنگ جهاني در ايران، مترجم غلامحسين صالحيار، تهران، اطلاعات 1363

- اتحاديه منصوره نظام مافي، پيدايش و تحول احزاب سياسي مشروطيت،(در اول و دوم مجلس شوراي ملي) تهران، نشر گستر 1361

- انتظام نصرالله خاطرات نصرالله انتظام به كوشش محمدرضا عباسي، بهروز طيراني، تهران دفتر پژوهش و انتشارات اسناد ملي ايران، چاپ دوم 1371

ب

-بختيار تيمور سيد كمونيزم در ايرن، تهران كيهان 1337

- براهني رضا، آواز كشتگان تهران نشر نو 1362

- بهار محمدتقي، تاريخ مختصر احزاب سياسي، تهران، رنگين 1323 دو جلد

- بهرامي عبدالله خاطرات كودتا از آخر سلطنت ناصرالدين شاه تا اول ، علمي، 1363

- بهرنگي اسد، برادرم صمد بهرنگي، تبريز، نشر بهرنگ 1379

- بهنام جمشيد برلني ها انديشمندان ايراني در برلن، تهران، نشر و پژوهش فرزان روز، 1379

- بهنود مسعود، از سيدضيا تا بختيار، تهران، جاويدان 1369

- بيات كاوه فعاليت هاي كمونيستي در دوره رضاشاه ، تهران سازمان اسناد ملي ايران، 1370

- بياني خانبابا، غائله آذربايجان، تهران زرياب 1375

- بامداد مهدي، شرح حال رجال ايران، قرون 12 و 13 و 14 ج 5 تهران انتشارات زوار 1350

- بيست و يك آذر نطقلري- انتشارات فرزانه- بي جا- بي تا

- برژينسكي، زبيگنيو، شكست بزرگ و پيدايش كمونيسم در قرن بيستم، مترجم سيروس سعيدي

- بي ريا، محمد «اروك سوزلري» تبريز انتشارات ارگ، 1376

- بهبودي، سليمان، خاطرات سليمان بهبودي، شمس پهلوي، علي ايزدي، به اهتمام غلامحسين ميرزا صالح، تهران طرح نو 1372

- برژكف- والنيتن كنفرانس سران بزرگ(در تهران 1943م) مترجم ويدا ايزدي تهران، انتشارات توكا، 1357

- بهار، دكتر مهدي، ميراث خوار استعمار، تهران چاپ كيهان 1344

- بيل، جيمز، شير و عقاب، روابط به فرجام ايران و آمريكا، مترجم دكتر فروزنده، برليان(جهانشاهي) تهران نشر فاخته 1371

پ

-پرسيتس موسي بلشويكها و نهضت جنگل ترجمه حميد احمدي تهران شيرازه 1379

- پسيان نجفقلي و معتضد خسرو، در عصر دو پهلوي، تهران نشر ثالث 1380

- پسيان نجفقلي، از مهاباد خونين تا كرانه هاي ارس تهران چاپ 1328

- پسيان نجفقلي، مرگ بود بازگشت هم بود، تهران شركت چاپ 1328

- پيرن ژاك، جريانهاي بزرگ تاريخ معاصر 6جلد، مترجم رضا مشايخي، تهران ابن سينا 1344

ت

-تركمان محمد، استاد نقض بي طرفي ايران تهران كوير 1370

- تفرشيان ابوالحسن قيام افسران خراسان تهران، اطلس، 1367

- توكلي يعقوب، خاطرات جهانگير تفضلي تهران حوزه هنري 1376

- تفرشي مجيد، طاهر احمدي محمود، گزارشهاي محرمانه شهرباني(1326- 1324) جلد 1 تهران انتشارات اسناد ملي ايران 1371

- تربتي سنجابي، محمود، قربانيان باور و احزاب سياسي ايران، تهران، انتشارات آسيا 1375

ج،چ،ح،خ

-جعفريان رسول، بحران آذربايجان سالهاي 1324، 1325 ش، خاطرات آيت الله ميرزا عبدالله مجتهدي تهران موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران 1381

- جودت حسين تاريخ فرقه دمكرات تهران درخشان 1348

- جهانشاهلو نصرت الله ماوبيگانگان تهران نشر و رجاوند 1380

- جامي، گذشته چراغ راه آينده، تهران، 1357

- جمالزاده سيد محمدعلي، كنج شايگان(اوضاع اقتصادي ايران در ابتداي قرن بيستم) تهران، ناشر كتاب تهران، 1362

- جواد شفيع، تبريز و پيرامون، تبريز بنياد فرهنگ رضا پهلوي، 1350

- جعفر پور ابراهيم، ميرزا محمد آخوندزاده،(بهرام سيروس) تبريز، بي تا

-چشم آذر ميرقاسم خاطرات سياسي باكو، بي تا

- چرچيل وينستون، خاطرات جنگ جهاني دوم، جلد 3 مترجم تورج فرازمند، تهران، انتشارات نيل 1335

- چاردين سي باين- جنگ دوم جهاني مترجم غلامحسين قراگوزلو، تهران انتشارات توسن 1363

-حقي بهروز لحظاتي از زندگي صفر قهرمانيان، آلمان (لكن) نشر آذربايجان 1372

- خان ملك يزدي، محمد، غوغاي تخليه ايران، تهران، انتشارات سلسله 1363

- خلعتبري فريده، كيانوري و ادعاهايش تهران، انتشارات بستاويز 1373

- خامه اي دكتر انور خاطرات سياسي دكتر انور خامه اي (پنجاه سه نفر فرصت بزرگ از دست رفته اند انتصاب تا كودتا) تهران گفتاره 1372

- خاطرات آقا بكف، ترجمه حسين ابوترابيان تهران پيام 1357

- خاطرات امير تيمور كلالي رئيس ايل و كيل مجلس وزير كابينه مصدق، ويراستار حبيب لاجوردي، دانشگاه هاي وارد 1997

- خاماچي بهروز آتش برفراز تبريز، تبريز، ايران ويچ 1371

- خاماچي بهروز اوراق پراكنده از تاريخ تبريز تبريز مهد آزادي 1372

ذ

-ذبيح سپهر، تاريخ جنبش كمونيستي در ايران، ترجمه محمدرفيعي مهرآبادي، تهران عطائي 1364

- ذهتاب فرد- رحيم خاطرات در خاطرات تهران، ويستار 1373

- ذوقي، ايرج ايران و قدرتهاي بزرگ در جنگ جهاني دوم، تهران – نشر پاژنگ چ سوم 1372

ر

-رواساني، شاپور، دولت وحكومت تهران نشر جمع

- رفيعي منصوره انجمن(ارگان انجمن ايالتي آذربايجان، تهران، نشر تاريخ ايران 1362

- راداك كارل، سياست خارجي دولت شوروي، مسكو 1923

- رايت دنيس نقش انگليس در ايران ترجمه فرامرزي، تهران، فرخي 1361

- ريش نيا، رحيم حيدر عمواوغلي در گذر از طوفانها تهران دنيا 1360

- رحيم زاده ملك چكيده انقلاب حيدرخان عمواوغلي تهران دنيا، 1352

- رسول زاده محمدامين جمهوري آذربايجان چگونگي شكل گيري و وضعيت كنوني آن، ترجمه نقي سلامزاده تهران شيرازه 1380

- رسول زاده محمدامين گزارشهايي از انقلاب مشروطيت ايران، ترجمه رحيم ريش نيا تهران شيرازه 1377

- رضازاده ملك رحيم، حيدر عمواوغلي تهران دنيا 1352

- رضواني احمد، ماجراي آذربايجان از شهريور 1320 تا آذرماه 1325 اراك، چاپخانه نو

- روزبه خسرو، اطاعت كور كورانه، تهران (بي نا) 1325

- روستا رضا چپ در ايران سازمان جوانان حزب توده تهران مركز بررسي اسناد تاريخي 1379

ز

-زرگر، علي اصغر، تاريخ روابط سياسي ايران و انگليس در دوره رضاشاه مترجم كاوه بيات تهران، انتشارات پروين 1372

- زنگنه احمد، خاطراتي از ماموريتهاي من در آذربايجان از شهريور 1320 تا دي ماه 1325 تهران، چاپخانه ارتش، 1353

- زيبايي علي، كمونيزم در ايران، تهران، بي نا، 1343

س

-سازمان جامي،(جبهه آزادي مردم ايران) گذشته چراغ راه آينده است، تهران ققنوس، 1377

- سفري محمدعلي، قلم و سياست از شهريور 1320 تا 28 مرداد 1332 تهران، نشر نامك، 1371

- سنجابي كريم، اميدها و نااميدي ها، سوئد استكهلم.

- سي سال به مناسبت سي امين سالگرد جنبش 21 آذر باكو، فرقه دمكرات آذربايجان، بي جا، حزب توده، 1327

- سيف پور، فاطمي، نصرالله، آيينه عبرت، لندن، جبهه ملي ايران

- سيف پور، فاطمي، نصرالله، گزند روزگار، تهران، شيرازه 1379

- ساتن الول، نفت ايران مترجم دكتر رضا رئيسي طوسي انتشارات صابرين، 1372

- سلامي، غلامرضا محسن روستايي- اسناد مطبوعات ايران(1332- 1320) ج1 تهران، انتشارات اسناد ملي ايران، 1374

- سرهنگ سرداور، بعضي از اسناد مربوط به غائله آذربايجان 1354(در مركز اسناد ملي تبريز موجود است)

ش

-شفائي ، احمد، قيام افسران خراسان، تهران، انتشارات كتاب سرا 1365

- شبستري، علي معجز، ديوان علي معجز شبستري، تبريز، انتشارات معرفت بي تا

- شاعرلر مجلسي، (مجلس شعرا) تبريز، نشريات، تبريز، 1324

- شاهرخي، (اميرزاده) كاظم آزاده گمنام، تهران بي نا 1334

- شجيعي زهرا نمايندگان مجلس شوراي ملي در بيست و يك دوره قانونگذاري، تهران ، دانشگاه تهران، 1334

- شنتالينسكي، ويتالي، روشنفكران و عاليجنابان خاكستري، ترجمه غلامحسين ميرزا صالح، تهران، مازيار 1379

ص

- صالح الهيار، خاطرات الهيار صالح، به اهتمام سيد مرتضي مشير تهران، وحيد 1364

- صباحي هوشنگ، سياست انگليس و پادشاهي رضاشاه

- صدر هاشمي، محمد تاريخ جرايد مجلات ايران، اصفهان ، كمال 1363، 2 جلد

- صمد سردارنيا، مشاهير آذربايجان، تبريز، دانيال، 1377

- صادقي، ناصر نيكلاي دوم، ليتن، استالين، تهران، انتشارات اطلاعات 1372

ط

-طلوعي محمود، از ليتن تاگورباچف، تهران، انتشارات تهران، چاپ سوم، 1370

-طلوعي محمود، بازيگران عصر پهلوي از فروغي تا فرودست، چاپ دوم، تهران نشر علم ،چاپ سوم

طبري، احسان، كژ راهه ،تهران، امير كبير، چاپ چهارم، 1373

طاهر احمدي، محمود، استاد روابط ايران و شوروي در دوره رضا شاه، تهران استاد ملي ايران، 1374

طبري احسان الله خان جهان بيني ها و جنبشهاي اجتماعي در ايران،استكهلم، 1358،1354 سه جلد

-طبري احسان ايران در سده واپسين، تهران حزب توده ايران، 1360

ع

-عاقلي، باقر ذكاء الملك، شهريور 1320

- عاقلي باقر خاطرات سياسي محمد ساعد مرغداري، تهران نشر نامك 1373

- عاقلي باقر، داورو عدلير، تهران، علمي، 1369

- عطيمي، فخرالدين، بحران دموكراسي در ايران: 1332- 1320 ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوية بيژن نوذري، تهران نشر البرز 1374

- علمي حسين، محمد امين رسول زاده ، بنيان گذار... وارليق شماره 4 91 سال پانزدهم ارمنستان 1372

- علوي بزرگ، خاطرات بزرگ علوي، حيمد احمدي، تهران، دنياي كتاب 1377

-عليف او.ق . دگيران، تاريخ آذربايجان، ترجمه نصرالله اسحقي بيات، تبريز ارك، 1360، دو جلد

- عميدي نوري، ابوالحسن، آذربايجان دموكرات، تهران روزنامه داد، بي نا

- عنايت الله رضا آذربايجان و اران، تهران ايران زمين، 1360

- عاقلي باقر، نخست وزير ايران از مشير الدوله تا بختيار، تهران انتشارات، جاويدان 1370

- علوي بزرگ، 53 نفر يا تاريخ سالهاي سياه بي جا، 1357

- عبده دكتر جلال چهل سال در صحنه به كوشش مجيد تفرشي، تهران، انتشارات رسا 1368

ف

-فشاهی محمدرضا تکوین سرمایه داری در ایران تهران گوتنبرگ 1360

- فرزانه حسین پرونده پنجاه و سه نفر تهران انتشارات نگاه 1372

- فاوست لوئیس ایران و جنگ سرد- بحران آذربایجان 1325- 1324 مترجم کاوه بیات انتشارات وزارت امور خارجه- جلد دوم 1374

- فاتح مصطفی پنجاه سال نفت تهران انتشارات کاوش 1335

- فیروز مریم خاطرات مریم فیروز(فرمانفرماییان) تهران انتشارات اطلاعات چاپ دوم 1374

- فدایی علوی، ابوالفتح، پیشه وری کیست و نتیجه واقعه آذربایجان چیست؟ تهران ، اقبال 1325

- فرامرزی عبدالرحمن عبدالرحمن فرامرزی و استاد فرامرزی و قضیه آذربایجان به کوشش حسن فرامرزی، تهران، دستان، 1378

- فرخ مهدی، خاطرات سیاسی فرخ، تهران سهامی 1348

- فرقه جمهوری انقلابی ایران و فرقه انقلابی ایران، اسنادی چند: 1307- 1305 به پژوهش و ویرایش خسرو شاکری، پادزهر، 1996

- فلور ویلم، اتحادیه های کارگری و قانون کار در ایران 1914،1900 ترجمه ابوالقاسم سری تهران ، توس، 1371

ق

-قادری حاتم، پژوهش در روابط ایران و روسیه شوروی یا قرارداد 1921 تهران بی نا، 1351

- قاسمی ابوالفضل، سیر الیگارشی در ایران: از کوتاما تا کودتا تهران ققنوس 1357

- قفقازی اسدبیگ نفت و خون در شرق ترجمه محمد حسین جهانبانی آستارا، بی نا 1329

- قلی اف.ا.ن تاریخ آذربایجان، ترجمه: ا.آ.افشار(بی جا) شورا، معاصر، 1359

- قهرمانیان، صفر خاطرات صفرخان (در گفتگو با علی اشرف درویشیان، تهران، نشر چشمه 1378

ک

-کیانوری نورالدین خاطرات نورالدین کیانوری تهران انتشارات اطلاعات 1371

- کی استوان حسین، سیاست موازنه منفی در مجلس چهاردهم،ج1 تهران انتشارات مصدق، 1355

-کهن گوئل، تاریخ سانسور در مطبوعات ایرانی،ج 2- تهران انتشارات آگاه، 1362

- کی مرام، منوچهر رفقای بالا، تهران، انتشارات بشاویز، 1374

- کاتم ریچارد ناسیونالیسم در ایران مترجم فرشته سرلک تهران نشر گفتار 1371

- کشاورز فریدون، من متهم می کنم، کمیته مرکزی حزب توده را تهران 1357

- کاتوزیان محمدعلی(همایون) اقتصاد سیاسی ایران از مشروطیت تا پایان سلطه پهلوی، ترجمه محمدرضا نفیسی و کامبیز عزیزی، تهران، نشر مرکز 1372

- کاظمی بهزاد، ملی گرایان و افسانه دموکراسی، لندن، دسامبر 1919

- کامبخش عبدالصمد شمه ای درباره تاریخ جنبش کارگری ایران، تهران، حزب توده ایران، 1358

- کامبخش عبدالصمد نظری به جنبش کارگری در ایران، تهران، گلبرگ، بی تا

- کانکوست رابرت استالین ترجمه مهدی سمسار تهران نقش جهان 1376

- کوچار هراچیان کمون باکو(بیست و شش کیسر) ترجمه احمدنوری زاده، تهران 1360

- کوهی کرمانی، حسین از شهریور 1320 تا فاجعه آذربایجان و زنجان، تهران بی نا، 1327، 1325 2 جلد

م

-مقداشی، زهیر، تجزیه و تحلیل مالی امتیازات نفتی خاورمیانه مترجم سیروس ابراهیم زاده، تهران، نشر پیروزی 1354

- مهدی نیا جعفر، زندگی سیاسی قوام السلطنه تهران انتشارات پاتوس چاپ چهارم 1357

- مسعود انصاری، احمدعلی خاطرات احمدعلی مسعود انصاری، تهران موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی

- مکی حسین تاریخ بیست ساله ایران، تهران جلد 3 امیرکبیر 13785

- مرشدی بی زاده، علی، روشنفکرادن آذری و هویت ملی و قومی، تهران مرکز، 1380

- معتضد خسرو، تاریخ پنجاه و هفت ساله ایران در عصر پهلوی تهران، علمی، 1379

- مقصودی مجتبی تحولات قومی در ایران علل و زمینه ها تهران موسسه مطالعات ملی 1380

- ملازاده حمید، رازهای سربه مهر، تبریز مهد آزادی، 1379

- ملکی خلیل، برخورد عقاید و آراء، تهران، نشر مرکز 1374

- ملکی خلیل، چپ در ایران به روایت استاد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی 1379

- ملکی خلیل، چپ در ایران سازمان جوانان حزب توده، مرکز بررسی اسناد تاریخی 1379

- ملکی خلیل، خاطرات خلیل ملکی، با مقدمه محمدعلی همایون، کاتوزیان، تهران ، رواق 1360

ن

-نجمی ناصر، از سید ضیا تا بازرگان دولت های ایران از کودتای سوم اسفند 1299 تاآذر 1358 تهران چاپ فرامین ج 1 1370

-نظری(غازیانی) حسن، گماشتگیهای بد فرجام، تهران، رسا، 1376

- نابدل علیرضا، آذربایجان و مسئله ملی تهران شباهنگ (بی تا)

- نجمی ناصر خاطرات سیاسی حوادث تاریخی ایران، تهران، کلینی 1370

- نصرت ماکویی، محمدرحیم، تاریخ انقلاب آذربایجان و خوانین ماکو، قم، 1332

- نوازنی بهرام، عهدنامه مودت ایران و شوروی با مقدمه هر میداس باوند تهران، نشر همراه، 1369

و

-وندنوروز، جواد، جعفر پیشه وری و نقش او در فرقه دموکرات آذربایجان، پایان نامه کارشناسی ارشد، امام صادق، آبان 1372

هـ

-هوشنگ مهدوی، عبدالرضا، جمعیت عامیون، مجلد اطلاعات سیاسی و اقتصادی شماره 150

- هوشنگ مهدوی عبدالرضا تاریخ روابط خارجی ایران از پایان جنگ جهانی دوم تا سقوط رژیم پهلوی، تهران، ناشر مولد 1368

ی

-یحیایی حسین، گوشه هایی از تاریخ آذربایجان و گفتگویی با یکی از سران فرقه دمکرات(بی جا) زاگرس (بی تا)

خانواده سید جعفر پیشه وری

در مورد پدر و خانواده سیدجعفر پیشه وری

سيدجعفر جوادزاده خلخالي كه بعداً به ميرجعفر پيشه‌وري معروف شد در سال1271 شمسي در روستاي «سيدلر زيوه سي» از توابع خلخال آذربايجان در يك خانواده‌اي كه سيد بودند متولد شد این روستا در آن زمان حدود 550 خانوار داشته که اکثرشان نیز سید بودند امروزه در این روستا هیچکس که منصوب به خانواده پیشه­وری باشد نمانده است پدربزرگ او کربلایی میریحیی بوده و پدرش میرجواد، از زن دوم میریحیی بوده و مادر پیشه­وری نیز سیده سکینه بوده است به گفته ریش سفیدان روستا، میرجعفر پیشه­وری، ابتدا تحصیلات دینی را نزد پدربزرگش کربلایی میریحیی فراگرفته و در 5سالگی خواندن و نوشتن را بلد بوده است میرجعفر پیشه­وری فرزند ارشد بوده و دارای دو برادر بنامهای میرخلیل، میرسلیم و دو خواهر بنامهای سیده­ جواهر(رخساره) و سیده ­صغری بوده در مورد تاریخ تولد پیشه­وری اختلاف زیادی وجود دارد اما بنظر میرسد تاریخ دقیق­ تولدش26آگوست1892/5اردیبهشت1371باشد چرا که این تاریخ هم در استنطاق او در زندان رضاشاه و هم بعدها توسط خودش در روزنامه آژیر ذکر شده[i] همچنین خواهر او سیده­ صغری که حدود 101 سال عمر کرده می­گوید که تولد برادرش در 1892بوده است[ii].

پدربزرگ پیشه­وری دستش به دهانش می رسیده و دارای مال مکنت بود اما پس از مرگش،برادران ناتنی میرجواد، میراث پدر را صاحب شده پدر پیشه­وری را از ارث محروم ساختند و همین باعث رنجش و فقر او و در نتیجه یکی از عوامل مهاجرتش به آذربایجان شوروی گردیده در علت مهاجرت او علاوه بر اختلاف با برادران ناتنی باید به ظلم و ستم اربابان و ماموران، اوضاع ویران، هرج و مرگ، غارتگریها و دزدی های موجود در خلخال و روستاهای آن اشاره کرد که پس از ترور ناصرالدین شاه با به سلطنت رسیدن مظفرالدین شاه بیمار، گریبانگیر اکثر نقاط ایران شده بود البته میرجواد قبل از این بدون خانواده، بارها برای کار فصلی به باکو رفته بوده چرا که رعایای خلخال اکثرا پس از برداشت محصول، برای مقابله با فقر و بدبختی به جستجوی کار راهی آن سوی ارس می­شدند بنابراین باکو در زمان مهاجرت خانواده، شهری آشنا بوده است این شهر در آن زمان علاوه بر این­که 50درصد نفت دنیا را تشکیل می­داد به عنوان مرکز علم، فرهنگ و انقلاب نیز به شمار می­آمد[iii] و همین شرایط مساعد نقش بزرگی در پیشرفت و ترقی خانواده بازی کرد چرا که خود پیشه­وری معلم گردیده یکی از برادرانش یعنی میرخلیل پزشکی خوانده بعدا رئیس بیمارستان مرکزی گردیده و برادر دیگرش میرسلیم نیز در لنینگراد به تحصیل پرداخته مهندسی تجهیزات صنعت آب گردید[iv]. باقروف در گزارشی که در 15 تير 1324 در مورد پیشه­وری به سران شوروی فرستاده قید می­کند که پیشه­وری دو برادر تنی دارد که در شوروی زندگی میکنند که یکی از آنها در ارتش سرخ سروان رسته پزشکی است.[v]

تاریخ مهاجرت خانواده در مارس 1905اتفاق افتاده و در آستانه نوروز وارد باکو شدند سیده جواهر(رخساره)خواهر بزرگ پیشه­وری در زمان مهاجرت خانواده به باکو( به خاطر ازدواج و ابتلا به بیماری مالاریا) در خلخال مانده و اندکی بعد خودش و خانواده اش بدنبال هم از این بیماری درگذشته ­اند[vi].

میرجعفر جوادزاده در 5سالگی تحصیلات دینی و قرآنی را در روستای خودشان،نزد میرخلیل ملای ده فرا گرفت پس از مهاجرت نیز در صابونچی به درس­اش ادامه میدهد او در مورد علت مهاجرتش سالها بعد در بازجويي‌هايش در زندان رضاشاه، چنين مي‌نويسد: پدرش میرجواد قبل از مهاجرت به باکو، در جریان نهضت مشروطیت جزو مشروطه­خواهان بوده و در قیام تبریز در دوران 11ماهه استبداد صغیر در اردوی ستارخان بر علیه استبداد محمدعلی­شاه جنگیده و همین،خود تاثیر زیادی بر روحیه پیشه­وری نوجوان و سیزده ساله به جای گذاشته بود این خانواده مهاجر ابتدا در حوالی باکو در یک روستایی بنام «بلبله» واقع در شبه جزیره آبشرون ساکن شدند[vii]

آنان بعدا به قصبه صابونچی کوچ کرده در آنجا متوطن شدند پیشه­وری نوجوان در مدرسه صابونچی دانش آموز کوشایی بوده و از آنجا که درآمد پدر کفاف خانواده پرجمعیت را نمی­داد روزی دل به دریا زده از مدیر مدرسه درخواست کرد کاری بدو بسپارند درخواستش مورد قبول واقع شده و پیشه­وری نوجوان بدین ترتیب در همین مدرسه مشغول به کار شد او در این مدرسه همه گونه کار انجام می­داد: کارهای مستخدم مدرسه را انجام می­داد، زنگ مدرسه را به صدا در می­آورد، کلاسها را تمیز می­کرد، دستمال به دست پنجره­ها را پاک می­کرد، بعضی وقت­ها پیشه­وری 13یا 14ساله به جای معلم­ها به بچه­ها درس می­داد[viii].

او ضمن فراشي در مدرسه روستاي بلبله، واقع در شبه جزيره آبشرون، به تحصيلات خود ادامه داده سپس در روستاي خيردالانِ همان جا به تدريس مشغول شده و بعدها وارد دارالمعلمين باكو گرديد.[ix]

در دايرة المعارف ده جلدي آذربايجان چنين آمده است:

در 1905 [1284] به همراه خانواده به باكو كوچ كرده و در بين سالهاي 17 ـ 1913 در روستاي خيردالان به معلمي پرداخت.[x]

برخی منابع اشاره می­کنند که او در مدرسه بلدیه به تدریس عربی،فارسی و علوم اسلامی می­پرداخته خواهرش صغر­ی ­خانم در خاطرات خود از این دوران پیشه­وری می­گوید«او پولهایی که از معلمی درآورده بود جمع کرده و در خیردالان دو اتاق کرایه کرده بوسیله اعلانی که به دیوارها چسسبانده بوده بچه­ های بی بضاعت کارگران ایرانی را در آن دو اتاق جمع کرده و به صورت رایگان به آنان درس می­داد او به مدت سه سال بدین کار ادامه داد»[xi]

تاجگذاری آقا محمدخانی قاجار

تاجگذاری آقا محمد خان قاجار در خلخال

وقایع نگار دربار آقا محمد شاه قاجار، نویسنده قدیمی ترین وقایع نگاری قاجاریه («تاریخ محمد»)، محمد فتح الله ساراوی در مورد تاجگذاری بنیانگذار سلسله:

روایت ساروی از تاجگذاری آقا محمد چنین است: آقا محمد پیش از طلوع فجر در روز نوروز (۲۰ مارس ۱۷۹۶) مصادف با دهم ماه رمضان سال ۱۲۱۰ به آقکند در خلخال رسید. در اینجا به تهران رفت و در 26 آوریل / 18 شوال به آنجا رسید. سران قاجار پیش از این از آقا محمد خان درخواست کرده بودند که تاج سلطنت را در خلخال بپذیرد و گفته بودند: «تمام مقدمات سلطنت (سلطنت) تمام شده است و تمام اسرار پادشاهی (مولکات) سر جای خود هستند. اگر حاکم وقت تاج نگین شاه را بر سر بگذارد، همه اقوام و خانواده ها و فرزندان (قاجار) و همه اقوام و جوامع تورک با سربلندی و عزت قیام خواهند کرد. ابتدا آقا محمد خان امتناع کرد و گفت: من از قبل درجه ی شاه (فر پادشاهی) را بر سر دارم که خداوند متعال به من داده است. اگر تاج دیگری بر سرم بگذارم ناپسند است. با این حال، سران قبایل همچنان به اصرار خود ادامه می‌دهند و در نهایت او به درخواست‌های آنها تن می‌دهد...

«ن. کوندو، «چگونه سلسله ای جدید تأسیس کنیم: جست و جوی مشروعیت قاجارهای اولیه»، ص 266

@ttariximiz